نوع مقاله : مقالات پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجور دکترای فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد، دانش پژوه سطح 4 تخصصی رشته کلام جدید مدرسه عالی نواب و مدرس حوزه و دانشگاه
2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
3 استاد گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
با ظهور مدرنیته، بحرانهای محیطزیستی محصول تصرفات انسان در عرصه طبیعت، به اوج خود رسیدهاند. شماری از اندیشمندان، نگرش انسان معاصر به جهان هستی را یکی از عوامل بنیادین این بحرانها دانستهاند.گروهی با انتساب این نگرش مخرب به آموزههای دینی، بهویژه ادیان توحیدی و اسلام، مبانی دینی را عامل شکلگیری بحرانهای زیست محیطی می دانند. این در حالی است که نگرش سیستمی به هستی ـ که از لوازم بنیادین و پیامدهای راهبردی اعتقاد به آموزه «نظام احسن» دین اسلام است ـ ظرفیت آن را دارد که با اصلاح و بازسازی نگاه انسان به عالم، در حل بحرانهای زیستمحیطی مورد توجه قرارگیرد. این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی ـ تحلیلی، به واکاوی نگرش سیستمی به هستی بهمثابه یکی از امتدادات اعتقاد به نظام احسن پرداخته و تلاش کرده است تأثیر این نگرش را نهتنها در حل و مهار بحرانهای محیطزیستی، بلکه در رفع اتهامات بر اسلام با تأکید بر آراء قرآنی و فلسفی علامه طباطبایی ارزیابی نماید. بر مبنای یافتههای این تحقیق و مطابق دیدگاههای قرآنی و حکمی علامه طباطبایی، عالم هستی با تمامی مراتب و موجوداتش همانند سیستمی هماهنگ و پویا عمل میکند که اجزای آن در تعامل و همسویی کامل، هدف مشخصی را دنبال مینمایند. نگرش به عالم در این چهارچوب، نتایج ارزشمندی در نحوه تعامل انسان با محیطزیست به همراه دارد؛ نتایجی که میتوانند نقشی مؤثر در پیشگیری، کاهش و رفع بحرانهای زیستمحیطی ایفا کنند. افزون بر این، چنین نگرشی پاسخی منطقی و مستدل به اتهامات بیپایهای است که آموزههای اسلامی را منشأ آسیبهای زیستمحیطی تلقی میکنند.
کلیدواژهها [English]