<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آموزه‌های نوین کلامی</title>
    <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/</link>
    <description>آموزه‌های نوین کلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اعتبار در احکام ارزشی: طرحی نو برای تبیین ساختار ارزش‌ها با رویکردی واقع‌گرایانه</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_836.html</link>
      <description>جایگاه &amp;amp;laquo;اعتبار&amp;amp;raquo; در احکام ارزشی از مباحث بنیادین فرااخلاق به‌شمار می‌آید و بررسی نسبت احکام اعتباری با واقع‌گرایی ارزشی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تبیین ساختار ارزش‌ها دارد. هدف این مقاله ارائه بازتبیینی نوآورانه و واقع‌گرایانه از جایگاه اعتبار در احکام ارزشی در دانشهای انسانی است بطوریکه انواع اعتبار و اصول ساختاری حاکم بر آن‌ها شناسایی گردد، و نشان داده شود که احکام اعتباری، علی‌رغم شمول بر جعل و اعتبار، همچنان قابلیت ارزیابی عقلانی و داوری مبتنی بر واقعیت‌های ارزشی را دارا هستند. ساختار ارزش‌ها، پیش از هر چیز بر چهار حیث مبتنی است: ۱) منظومه اهداف انسانی، ۲) ویژگی‌ها و خصائص فاعل اخلاقی، ۳) واقعیت‌های شکل‌دهنده بستر عمل، و ۴) ویژگی‌های خودِ عمل. در این مقاله ضمن تحلیل چهار دیدگاه مهم در این حوزه، یعنی قراردادگرایی، برساخت‌گرایی، نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و تبیین جایگاه اعتبار در اندیشه علامه مصباح یزدی، به ارائه دیدگاهی نو و مرحله‌ای در جایگاه اعتبار در ارزش خواهیم پرداخت. با روش توصیفی ـ تحلیلی، دست‌کم پنج نوع اعتبار در احکام ارزشی شناسایی می‌گردد که می‌توان آن‌ها را مبنای دستیابی به اصول ساختاری ارزش‌ها دانست. این پنج نوع اعتبار عبارت‌اند از: ۱) اعتبار ترکیب در علل حقیقی، ۲) اعتبار علیت و سببیت، ۳) اعتبار نسبت، ۴) اعتبار نمادهای وحدت‌بخش، و ۵) اعتبار مرکب جامع. نتایج نشان می‌دهد که تمامی اصول ساختاری و مراحل پنج‌گانه اعتبارکردن، در چارچوب واقع‌گرایی در ارزش‌ها قابل بررسی، نقد، پذیرش یا رد عقلانی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناسی واژه «حجت» در قرآن و نهج‌البلاغه: گامی در جهت تبیین کلامی لزوم وجود حجت الهی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_868.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین کلامی لزوم استمرار وجود حجت الهی، به تحلیل معناشناختی واژه &amp;amp;laquo;حجت&amp;amp;raquo; در قرآن کریم و نهج‌البلاغه پرداخته است. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از راهبرد‌ معناشناسی، شبکه مفهومی این واژه شامل مفاهیم محوری &amp;amp;laquo;دلیل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اتمام حجت&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;شخصیت الهی&amp;amp;raquo; واکاوی شد. یافته‌ها نشان داد شبکه معنایی &amp;amp;laquo;حجت&amp;amp;raquo; در قرآن بیشتر بر جنبه‌های استدلالی و اقناعی تمرکز دارد، در حالی که نهج‌البلاغه بر جنبه وجودی و هدایتی حجت الهی (نبی و امام) تأکید می‌کند. این تحلیل معنایی، مبانی نقلی و عقلی محکمی برای نظریه کلامی &amp;amp;laquo;لزوم وجود حجت الهی&amp;amp;raquo; فراهم می‌آورد. همچنین، با استناد به این مبانی، شبهات کلامی متقدم و معاصر (مانند ادعای ابن تیمیه مبنی بر بی‌فایده بودن امام غایب) نقد شده و ضرورت کارکردهای تکوینی امام عصر (عج) به عنوان واسطه فیض و ضامن بقای عالم، تبیین گردید. نتایج تحقیق، پیوند میان کارکرد زبانی و مبانی اعتقادی امامت را آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگرش سیستمی به هستی در آینه نظام احسن و تاثیر آن در حل بحرانهای زیست محیطی با تاکید بر آراء علامه طباطبایی(ره)</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_844.html</link>
      <description>با ظهور مدرنیته، بحران‌های محیط‌زیستی محصول تصرفات انسان در عرصه طبیعت، به اوج خود رسیده‌اند. شماری از اندیشمندان، نگرش انسان معاصر به جهان هستی را یکی از عوامل بنیادین این بحران‌ها دانسته‌اند.گروهی با انتساب این نگرش مخرب به آموزه‌های دینی، به‌ویژه ادیان توحیدی و اسلام، مبانی دینی را عامل شکل‌گیری بحرانهای زیست محیطی می دانند. این در حالی است که نگرش سیستمی به هستی ـ که از لوازم بنیادین و پیامدهای راهبردی اعتقاد به آموزه &amp;amp;laquo;نظام احسن&amp;amp;raquo; دین اسلام است ـ ظرفیت آن را دارد که با اصلاح و بازسازی نگاه انسان به عالم، در حل بحران‌های زیست‌محیطی مورد توجه قرارگیرد. این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی ـ تحلیلی، به واکاوی نگرش سیستمی به هستی به‌مثابه یکی از امتدادات اعتقاد به نظام احسن پرداخته و تلاش کرده است تأثیر این نگرش را نه‌تنها در حل و مهار بحران‌های محیط‌زیستی، بلکه در رفع اتهامات بر اسلام با تأکید بر آراء قرآنی و فلسفی علامه طباطبایی ارزیابی نماید. بر مبنای یافته‌های این تحقیق و مطابق دیدگاه‌های قرآنی و حکمی علامه طباطبایی، عالم هستی با تمامی مراتب و موجوداتش همانند سیستمی هماهنگ و پویا عمل می‌کند که اجزای آن در تعامل و هم‌سویی کامل، هدف مشخصی را دنبال می‌نمایند. نگرش به عالم در این چهارچوب، نتایج ارزشمندی در نحوه تعامل انسان با محیط‌زیست به همراه دارد؛ نتایجی که می‌توانند نقشی مؤثر در پیشگیری، کاهش و رفع بحران‌های زیست‌محیطی ایفا کنند. افزون بر این، چنین نگرشی پاسخی منطقی و مستدل به اتهامات بی‌پایه‌ای است که آموزه‌های اسلامی را منشأ آسیب‌های زیست‌محیطی تلقی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد مرگ‌اندیشی در ترسیم حیات طیبه بر پایه تفسیرهای المنار و المیزان</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_869.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر آرای علامه طباطبایی در المیزان و رشید رضا در المنار به بررسی نقش محوری &amp;amp;laquo;مرگ‌اندیشی&amp;amp;raquo; در شکل‌دهی به الگوی &amp;amp;laquo;حیات طیبه&amp;amp;raquo; می‌پردازد. پرسش محوری این جستار آن است که چگونه تلقی متفاوت از مرگ، الگوهای متمایزی از زندگی آرمانی دینی را ترسیم می‌کند. پژوهش با روش تحلیل مفهومی-تطبیقی و با استخراج نظام‌مند داده‌ها از متون تفسیری مذکور پیش رفته است. یافته‌ها آشکار می‌سازد که در منظومه فکری علامه طباطبایی، مرگ‌اندیشی کارکردی هستی‌شناختی-معرفتی دارد؛ مرگ به مثابه &amp;amp;laquo;ذوق وجودی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پلی برای تعالی&amp;amp;raquo; عمل کرده و حیات طیبه را به‌مثابه &amp;amp;laquo;نفس مطمئنه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;قرب الهی&amp;amp;raquo; در ساحت فردی محقق می‌سازد. در مقابل، رشید رضا برای مرگ‌اندیشی کارکردی اخلاقی-اجتماعی قائل است؛ یاد مرگ به عنوان &amp;amp;laquo;مهاری برای هوس&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انگیزه‌ای برای اصلاح&amp;amp;raquo; عمل کرده و حیات طیبه را در قالب &amp;amp;laquo;زیست اخلاقی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نظم اجتماعی&amp;amp;raquo; عادلانه متجلی می‌کند. در نهایت، این تحقیق استدلال می‌کند که این تقابل، نه یک تضاد که بازتاب دو ساحت مکمل &amp;amp;laquo;سلوک درونی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مسئولیت بیرونی&amp;amp;raquo; در اندیشه اسلامی است. احیای این گفت‌وگو می‌تواند به بازخوانی پویاتر الگوی &amp;amp;laquo;حیات طیبه&amp;amp;raquo; در مواجهه با چالش‌های معنوی و اجتماعی جهان معاصر بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی دین در عصر مدرن و نقد تصور رایج از بی‌دینی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_842.html</link>
      <description>با ظهور مدرنیته نفی دینداری سنتی به مثابه یک انتخاب عقلانی رهایی بخش (تصور رایج از بی دینی) رواج یافته است. پژوهش حاضر با رویکردی استدلالی "بی دینی صرف" را مفهومی موهوم دانسته است، چرا که انسان ذاتا موجودی است که به معنا، امید و ارزش همچنین ارتباط با موجودی فراتر از خود نیاز دارد. زیرا نیاز انسان به یک نظام معنایی غایی، ذاتی و فطری است و این خلأ فطری اگر ایجاد شد، به ناگزیر با نظامی شرک‌آلود پر می‌شود.لذا بر مبنای تقسیم‌بندی قرآنی دین به سه دسته (دین حق، دین طواغیت و دین بردگان)، ایدئولوژی‌های مدرن (نظیر اومانیسم، سکولاریسم و لیبرالیسم) به مثابه‌ &amp;amp;laquo;دین‌های بدیل&amp;amp;raquo; تحلیل شدند. نتایج نشان داد که این ایدئولوژی‌ها، در حکم دین طواغیت (غایت‌مداری بر محور انسان) یا دین بردگان (غایت‌مداری بر محور لذت) بوده و منشأ بحران‌های هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی در عصر حاضر هستند. در نهایت، راهکار الگوی احیاگری اصلاحی برای تمایز دین فطرت و نفی بندگی به دین‌های غیرحق ارائه می‌شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی تقریرهای علمی، فلسفی و الهیاتیِ برهان تنظیم دقیق و دیدگاه‌های انتقادی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_871.html</link>
      <description>برهان تنظیم دقیق، یکی از تقریرهای تأثیرگذار در فلسفهٔ دین، بر هماهنگی دقیق ثوابت و قوانین بنیادین طبیعت برای امکان حیات تأکید دارد. این پژوهش با رویکرد تحلیلی ـ توصیفی، چهار سطح بررسی برهان را شامل تحلیل علمی، فلسفی، الهیاتی و انتقادی دنبال می‌کند. تحلیل علمی نشان می‌دهد که حتی تغییرات اندک در پارامترهای کیهانی می‌تواند ساختارهای حیاتی را نابود کند و پرسش از چرایی این تنظیم، فراتر از قلمرو علم است. تحلیل فلسفی با اتکا به دلیل‌گرایی و منطق بیزی، فرض طراحی الهی را نسبت به تصادف یا فرضیه‌های چندجهانی، از نظر تبیینی و احتمالاتی برتر نشان می‌دهد. تحلیل الهیاتی، کارکرد برهان در تقویت ایمان دینی و تأیید عقلانی باور به خالق را برجسته می‌کند. بررسی انتقادی نیز به نقدهایی می‌پردازد که برهان را گرفتار مغالطه‌های احتمالاتی یا مفهومی می‌دانند؛ با این حال، داده‌های دقیق فیزیکی، شبیه‌سازی‌ها و چارچوب‌های بیزی، اعتبار علمی برهان را تأیید می‌کنند و برهان همچنان به‌عنوان چارچوبی معتبر برای پیوند دادن یافته‌های علمی با پرسش‌های فلسفی و الهیاتی باقی می‌ماند، هرچند نیازمند توضیحات روش‌شناختی و تبیین پیش‌فرض‌های احتمالاتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تقابل اندیشه توحیدی نو سلفیان و رویکرد تمدن‌ساز انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_846.html</link>
      <description>افراط در نقل‌گرایی چالشی جدی فراروی اندیشه تمدن‌سازی نوین اسلامی به شمار می‌رود. نو سلفیه با تأکید بر توحید تنزیهی و نقد نواندیشی، تمدن‌آفرینی نوین اسلامی را به چالش می‌کشد و بر دین فردی و اصلاحات اخلاقی متمرکز می‌گردد. این رویکرد در مقابل اندیشه تمدن‌ساز انقلاب اسلامی که بر اساس عقلانیت شیعی دست به تمدن‌آفرینی نوین اسلامی زده و توحید را مبنای نهایی حکمرانی و ساختار قدرت می‌داند و هدف نهایی خویش را تحقق عینی این توحید در قالب تمدنی نوین می‌داند، قرار می‌گیرد. اکنون سؤال اصلی این پژوهش این است که اندیشه توحیدی نو سلفیه چگونه در مسیر تمدن‌سازی انقلاب اسلامی چالش ایجاد می‌نماید؟ یافته‌های ‌این پژوهش که با روش اسنادی کتابخانه ای به بررسی این مسئله پرداخته است بیانگر آن است که اندیشه نو سلفی با تاکید بر توحید تنزیهی و نقد نو اندیشی، تمدن سازی نوین اسلامی را به چالش کشیده و بر اصلاحات اخلاقی و فردی تمرکز می نماید. نتیجه این باور تمدن نوین اسلامی را با چالشهایی چون جاهلی دیدن جوامع مسلمین، حکم به کفر و ارتداد مسلمانان، مخالفت با علوم اسلامی و در نهایت اختلال در تدبیر امور جامعه متهم می نماید. فهم صحیح از توحید و ایجاد گفتمان توحیدی در سایه سار عقلانیت می تواند در پیشبرد اهداف اندیشه اجتهادی در زمینه تمدن آفرینی تاثیر بسزایی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی دیدگاه سروش درباره ساختار نظارتی دین در حکمرانی (با نگاه به نظریه دین و قدرت سروش)</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_872.html</link>
      <description>نقش وحی در ساختار قدرت و نسبت آن با حکمرانی دینی از مهم‌ترین مسائلی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و متفکران علوم دینی بوده است ودر دهه‌های اخیر در دانش‌های فلسفه سیاسی، فقه سیاسی و کلام جدید رونق بیشتری یافته است. سروش از جمله نظریه‌پردازانی است که در این زمینه به تبیین دیدگاه‌های خود پرداخته است. نظریه دین و قدرت، در اسفند 1397 توسط وی در سی جلسه ارائه شد. سروش در این جلسات، به دنبال اثبات ناکارآمدی دین در ساحت حکمرانی است و معتقد است دین توان تحمل بار حکومت و حکمرانی‌های سیاسی را ندارد. سروش برای اثبات این مدعا، استدلال‌های متفاوتی را بیان کرده است. وی پس از اشاره به معصوم نبودن متولیان در حکومت دینی، به خلأ ساختار نظارتی مشخص با هدف پیشگیری از فسادهای کلان در حکمرانی می‌پردازد. او معتقد است در منابع دینی برای مهار قدرت تنها دو عامل عدالت و تقوا، ذکر شده است که این دو عامل صرفاً برای مهار قدرت در مقیاس‌های کوچک کفایت می‌کند. در پژوهش حاضر، پس از استماع کامل این سلسله جلسات، با رویکرد تحلیلی توصیفی در جستجوی انواع ابزارهایی است که دین برای ساختار نظارتی در حکمرانی مشخص کرده است. در منابع دینی از سه نوع نظارت سخن به میان آمده است که عبارت‌اند از: 1. نظارت الهی 2. نظارت درونی 3. نظارت بیرونی و همگانی. سروش در این نظریه، تنها به نوع دوم اشاره کرده است. افزون بر این، وی تقریر مناسبی از این نوع نظارت، در سلسله جلسات خود ارائه نکرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی منابع معرفت‌ اخلاقی از دیدگاه شیخ طوسی و قاضی عبدالجبار معتزلی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_870.html</link>
      <description>این پژوهش به روش تطبیقی-تحلیلی، منابع معرفت‌ اخلاقی را در دیدگاه شیخ طوسی و قاضی عبدالجبار ، بررسی کرده است. هدف اصلی، واکاوی شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها در تبیین منابع معرفت اخلاقی (عقل، وحی، حس)، مفهوم حسن و قبح عقلی و نسبت عقل با نقل بوده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که هر دو متفکر در مبانی کلان عقل‌گرایی اخلاقی هم‌داستانند؛ یعنی عقل را منبعی مستقل برای ادراک ارزش‌های اخلاقی می‌دانند، به عینیت و ذاتی بودن حسن و قبح باور دارند و وحی را مکمل و مبین عقل می‌شمارند. کانون اختلاف در حدود و مرجعیت این عقل است. قاضی عبدالجبار با رویکردی تأسیسی و خودمختار، عقل را به عنوان داور نهایی و بی‌واسطه حجیت‌شناسی معرفی می‌کند که حتی اعتبار نقل را منوط به تأیید آن می‌سازد. در مقابل، شیخ طوسی در چارچوب مکتب امامیه، عقل را در درون یک منظومه به هم پیوسته متشکل از عقل، نقل و آموزه عصمت جای می‌دهد. در این الگوی عقل‌گرایی هدایت‌یافته، عقل با حفظ جایگاه بنیادین خود، هدایت نهایی را از طریق تفسیر معصوم از وحی دریافت می‌کند. این مطالعه تطبیقی، دو الگوی متمایز اما غنی از عقلانیت دینی را آشکار می‌سازد که می‌تواند در گفت‌وگوهای بین‌مذهبی و نیز مفاهمه با فلسفه اخلاق معاصر راهگشا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی نسبت مشروعیت و مقبولیت در حاکمیت برای گذار به الگویی کارآمد</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_873.html</link>
      <description>تبیین منشأ مشروعیت سیاسی، به مثابه یک مسئله‌ بنیادین در فلسفه سیاسی، معیاری اساسی در طبقه‌بندی نظام‌های حکومتی و صورت‌بندی ماهیت قدرت به شمار می‌رود. این پژوهش با اتخاذ رویکردی توصیفی- تحلیلی، به واکاوی تطبیقی پارادایم‌های مشروعیت ‌ساز می‌پردازد و بر چالش کانونی معاصر، یعنی کیفیت تعامل میان حاکمیت الهی و اراده انسانی، تمرکز می‌نماید. در پاسخ به این مسئله، مقاله حاضر، نظریه &amp;amp;laquo;مشروعیت الهی- مقبولیت کیفی&amp;amp;raquo; را به عنوان چارچوب تحلیلی مختار، صورت‌بندی و از آن دفاع می‌کند. این پارادایم که بر اصل متافیزیکی توحید در ربوبیت تشریعی مبتنی است، هرگونه نقش تأسیسی برای اراده عمومی در ساحت مشروعیت را طرد کرده و آن را امری متعالی، هستی‌شناختی و منحصراً تفویض‌شده از طریق نصب الهی تعریف می‌کند. نوآوری اصلی این نظریه در حوزه مقبولیت آشکار می‌شود؛ جایی که با شالوده‌شکنی از منطق کمّی‌گرا و اصل اکثریت، شرط فعلیت یافتن حکومت را نیز امری کیفیت ‌محور می‌داند. بر این مبنا، استقرار حاکمیت حق، نه در گرو رضایت عامه، بلکه منوط به تکوین یک &amp;amp;laquo;هسته نخبگانی سخت&amp;amp;raquo; است؛ اقلیتی منسجم، مؤمن و دارای بصیرت راهبردی که به مثابه حاملان و محققان اراده الهی عمل می‌کنند.این تحقیق با ایضاح دوگانگی ماهوی میان &amp;amp;laquo;مبدأ حقانیت&amp;amp;raquo; و&amp;amp;laquo;شرط فعلیت&amp;amp;raquo;، مبرهن می‌سازد که چگونه منطق کیفیت‌گرا در تمامی سطوح بر منطق کمیت‌گرا سیطره داشته و تمایز جوهری این الگو را از مدل‌های رقیب، به‌ویژه نظریات تلفیقی یا دموکراتیک، آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مولفه های خداناباوری نوین درجنبش های دینی و معنوی نوظهور</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_845.html</link>
      <description>جنبش های دینی ومعنوی نوظهور،برپایه عقاید نوالحادی ونومشرکی،درصدد برکنارنمودن خداوند ازتاثیرگذاری وحکمرانی مطلق درهستی وحذف ادیان ابراهیمی ازحیات بشری درعصرجدید می باشند. این جنبش ها برای تحقق اهداف خود ازآموزه ها و سنت های باستانی ودینی،مکاتب فلسفی وعرفانی و دستاوردهای علمی با روش های نرم افزاری وسخت افزاری بهره می جویند ودارای مولفه های مختلفی همچون آمیزه گری تحریف شده، معنویت سکولار،هزاره گرایی،شخص محوری، فردگرایی،خرافه پرستی،تناسخ گرایی وبهره جویی از زنان وجوانان می باشند.پژوهشگران غربی درحوزه ادیان ومعنویت رویکردهای این جنبش ها را سودگرایانه، فریبکارانه ولذت جویانه دانسته ومعتقدند ازخلاء ایمان ومعنویت واقعی درعصرجدید که مردم را متحیرو زندگی آنها را بی معنا نموده است برای رسیدن به اغراض شخصی سوء استفاده می کنند.اما گروهی از اندیشمندان اسلامی با استفاده ازمبانی فلسفی وکلامی براساس آیات قرآن درباب عدم تعجیز الهی به نقد و بررسی ادعاهای آنها پرداخته اند و راهبردهای ایجابی وسلبی برای مقابله با آنها بیان می کنند.در این پژوهش بنیادی با روش داده های اسنادی درصدد بررسی مهمترین مولفه های این جنبش ها در دوران معاصر و آینده می باشیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پارادوکس عشق و لعنت؛ نقدی بر دیدگاه عرفای اسلامی درباره جایگاه ابلیس در آفرینش</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_907.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی تطبیقی و نقدی دیدگاه‌های عرفای برجسته اسلامی (حلاج، عین القضات همدانی، غزالی، میبدی و ابن عربی) درباره جایگاه شیطان در نظام آفرینش می‌پردازد. در حالی که کلام و شریعت اسلامی شیطان را موجودی مطرود و عاصی می‌دانند، این عرفا نافرمانی ابلیس را نه از سر کبر، بلکه ناشی از توحید خالص، شدت عشق و غیرت بر معشوق، یا ضرورت تکوینی برای تجلی اسمای الهی در چارچوب وحدت وجود تأویل کرده‌اند - مانند شیطانِ موحدِ حلاج و مظهر &amp;amp;laquo;لا&amp;amp;raquo;ی عین القضات-. پژوهش حاضر، با ارائه نقدی درون‌متنی و برون‌متنی، این تأویلات را به چالش می‌کشد. نقد درون‌متنی نشان می‌دهد که تقدیس ابلیس بر پایه عشق، با اصل بنیادین عبودیت و تسلیم مطلق به امر الهی در عرفان ناسازگار است. نقد برون‌متنی&amp;amp;nbsp; نیز این دیدگاه را متعارض با نصوص صریح قرآنی و اصول عدل الهی می‌داند. در نهایت، وجود شیطان صرفاً به عنوان شرّ نسبی و ابزار آزمون (محک) در راستای نظام احسن توجیه می‌شود، نه به عنوان عاشق حقیقی. هدف نهایی، روشن‌سازی تمایز میان &amp;amp;ldquo;عشق متألهانه&amp;amp;rdquo; و &amp;amp;ldquo;عصیان معرفتی&amp;amp;rdquo; ابلیس است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌ها و شاخص‌های «مقاومت» در اندیشه قائد شهید امّت امام خامنه‌ای</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_955.html</link>
      <description>پژوهش حاضر از طریق بازخوانی و ذکر گزاره‎های مطرح شده توسط رهبر شهید انقلاب امام سید علی خامنه‌ای (قدس الله نفس الزکیه) در سخنرانی‌ها، بیانات و آثار ایشان پیرامون مسئله «مقاومت»، در صدد معرفی نظریۀ «مقاومت ایمانی» و همچنین زمینه‎‌‌سازی برای تدوین اندیشه و ابعاد الهیاتی «مقاومت» است. که این مهم در پرتوی تشریح و تبیین مؤلفه‎ها و شاخص‎های مقاومت در اندیشه ایشان رقم می‌خورد. داده‌های این پژوهش از بیانات معظم له از سال 1368 تا سال 1404 گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفته است. روش این پژوهش، کیفی از نوع «تحلیل مضمون» و مدل اکتشافی است. مجموعه بیانات و سخنان امام شهید درباره «مقاومت» که به طور استقرائی و با اشباع نظری در جمع گزاره‌ها صورت پذیرفته است، از طریق تکنیک کدگذاری(باز و محوری و انتخابی) مؤلفه‌ها و شاخص‌های مقاومت را کشف و ترسیم می‎کند. دستاورد پژوهش، استخراج 33 مؤلفه (مقوله) و 91 شاخص(زیرمقوله) پیرامون «مقاومت» و ارتباط بین مؤلفه و شاخص‌ها با نظر به ابعاد شش‌گانه مقاومت از نگاه رهبر انقلاب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مبانی ارزش شناختی مقاومت؛ جایگاه فضیلت، وظیفه، نتیجه و فطرت در جبهه مقاومت</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_953.html</link>
      <description>مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم و زیاده خواهی  پدیده جدیدی نیست و صحنه های شورانگیزی در تاریخ برای آن وجود دارد. در تاریخ اسلام نهضت عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام ،هشت سال دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران نمونه ای از آن است. با این حال، تحولات منطقه و مقاومت مردم مظلوم فلسطین و جنوب لبنان بعد از حادثه طوفان الاقصی ابعاد جدیدی از جریان مقاومت را آشکار ساخت که از منظر اندیشمندان یک پدیده شایان توجه است و لازم است از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد. یکی از مسائل مربوط به مقاومت این است که منشاء و خاستگاه این میزان از تاب آوری و مقاومت در انسان چیست و چگونه انسان خود را ملزم به این مقدار تحمل و مقاومت می یابد؟ این پرسش ممکن است از منظرهای مختلفی مورد توجه قرار گیرد اما به لحاظ ارتباط آن با اراده و تصمیم انسان، از سنخ حکمت عملی است. در این مقاله با روش کتابخانه ای و رویکرد تحلیلی، پاسخ این پرسش از منظر فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار گرفته است و این نتیجه بدست آمده است که علی رغم اینکه در مقام ثبوت و اثبات می توان انگیزه مردم غزّه و مبارزان جبهه مقاومت را با دیدگاه های فضیلت گرایی، وظیفه گرایی و نتیجه گرایی توجیه کرد لکن  می توان از آن به فطرت گرایی تعبیر کرد. فطرت گرایی دیدگاهی است که در آثار اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری در مباحث اخلاق مورد توجه قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی انسان‌شناختی «الهیات مقاومت» با تأکید بر اندیشه آیت‌‌الله جوادی آملی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_954.html</link>
      <description>یکی از مسائل که عطف عنایت دانشوران قرار گرفته، بازپژوهی ابعاد عنوان نوپدیدِ«الهیات مقاومت» می‌باشد؛ این اقدام نوپدید ملفّق از دو کلمه«الهیات» و«مقاومت» از تازه‌ترین دکترین در مجامع علمی قلمداد می‌شود. مقاومت در برابر هژمونی استکبار بین‌المللی ابداع امامَین انقلاب اسلامی است؛ ژرف‌نگری ابعاد آن و همچنان عبور از مرز عمل و رهیافت علمی در اقلیمِ نظر برای جبهه مقاومت در خاورمیانه، ضرورت پژوهش جامعه آکادمیک را اولویت می‌بخشد؛ یکی از حیاتی‌ترین ابعاد آن مبانی انسان‌شناختی الهیات مقاومت است، به‌طوری که جهان‌بینی و جهان‌آراییِ ژئوپلیتیکی و فرامنطقه‌ای محور مقاومت در خاورمیانه بر فراز آن مایه می‌گیرد. این جستار می‌کوشد مبانی انسان‌شناختی الهیات مقاومت را از دیدگاه جوادی آملی بر پایه مؤلفه‌های اشرفیت خلقت، خلافت، کرامت و امانت قوام بخشد و تطبیق آن‌ها نوآوری تحقیق است. از منظر ایشان، خلافت و کرامت عطیه تکوینی-تشریعی در طول هم ظهور می‌یابند؛ زمین میراث بندگان صالح است و برای برپایی آن، خلافت تشریعی لازم است تا کرامت تشریعی فعلیت یابد. دستاوردهای جستار: نخست، معناشناسی الهیات مقاومت؛ دوم، خلافت و کرامت سکوی پرش شاخصه‌ها و اشرفیت و امانت مقدمه‌اند؛ سوم، فعلیت خلافت و کرامت در رابطه افقی(خلق با خلق) نیازمند شناخت، عمل صالح و اختیار است؛ چهارم، خلقت و امانت مواهب تکوینی(غیراختیاری و اجباری-اختیاری) ناظر به رابطه عمودی(حق با خلق) است؛ پنجم، محور مقاومت برای دفاع از کرامت انسانی و موازنه قدرت بین‌الادیانی از خلافت تشریعی(رهبری) بهره می‌گیرد. بدین‌سان، محور مقاومت بر کرامت، خلافت و امانت ابتنا یافته و با اخلاص، مقاومت و شهادت اختیاری، برای نفی نظام سلطه و استقرار عدالت، مقاومت مضاعف می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میان‌رشته‌ای برخی تبیین‌های فراطبیعی در اختلالات روانی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_956.html</link>
      <description>اختلالات روانی در برخی متون تفسیری و کلامی به عوامل فراطبیعی مانند جن و شیطان (به‌عنوان موجوداتی واقعی) نسبت داده شده‌اند. این مقاله با روش تحلیل نظری میان‌رشته‌ای (روان‌شناسی، روان‌پزشکی، فیزیک، انسان‌شناسی و کلام) امکان سازگاری این تبیین‌ها را با دانش تجربی بررسی می‌کند. از منظر کلامی، ماده اولیه آفرینش جن «مارج من نار» و «نار السموم» معرفی شده است؛ مفاهیمی که با حالت‌های پرانرژی و یونیزه ماده (پلاسما) قابل مقایسه‌اند. پلاسما واجد بارهای الکتریکی و میدان‌های نافذ است. از سوی دیگر علوم اعصاب نشان می‌دهند که ذهن انسان بر پایه الگوهای الکتریکی مغز سامان می‌یابد. بر این اساس، در سطح نظری می‌توان امکان نوعی «تماس الکتریکی» میان بدن جنیان و سامانه ذهنی انسان را، در قالب تأثیرگذاری بر ادراک، انگیزش یا نظم ذهنی، تصور کرد؛ برداشتی که با مفاهیمی چون «مسّ»، «وسوسه»، «طائف» و نسبت دادن اثر شیطان بر «قلب» (ذهن) در آیات و روایات همخوان است. با توجه به اینکه علوم تجربی قادر به نفی یا اثبات علل فراطبیعی نیستند، طبق «منطق شبکه علّیتی»، تأثیر فراطبیعی بالقوه می‌تواند یکی از اجزای احتمالی شبکه علل اختلالات باشد، بی‌آنکه علل طبیعی نادیده گرفته شوند. این نتیجه‌گیری به معنای دخالت دادن جن و شیطان در درمانگری (با توجه به منع فقهی این روش‌ها) نیست؛ بلکه فهم نقش تقوا، یاد خدا و شخصیت توحیدی را (که در متون اسلامی مانع نفوذ شیطان دانسته شده‌اند) در فرآیندهای پیشگیری و ارتقای سلامت روان ممکن می‌سازد؛ موضوعی که با پژوهش‌های تجربی درباره نقش دین‌داری اصیل در سلامت روان هماهنگ است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی امکان نظریه رویش جنینی بر مبنای اجزای اصلیه براساس نظریات جدید زیست‌شناسی</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_951.html</link>
      <description>داده‌های علمی جدید در حوزه زیست‌شناسی، به‌ویژه پژوهش‌های مرتبط با سلول‌های بنیادی، ژنتیک و شبیه‌سازی انسان نشان می‌دهد که امکان بازسازی بدن از یک سلول دقیقا مانند بدن اصلی نه تنها با سلول‌های بنیادی بلکه با هر یک از سلول‌ها از هر جای بدن وجود دارد. نظریه &amp;amp;laquo;رویش جنینی بر مبنای اجزاء اصلیه&amp;amp;raquo; به‌عنوان تقریر مختار، از پشتوانه‌های قرآنی و فلسفی برخوردار بوده و با مبانی زیست‌شناسی مدرن درباره امکان بازسازی بدن از یک سلول بنیادی همخوانی دارد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که با وجود تفاوت نگاه دینی و علمی در مبانی و شرایط تحقق، می‌توان بر امکان وقوع معاد جسمانی از طریق بازآفرینی بدن دنیوی در جهان آخرت تأکید کرد و هم‌سویی میان آموزه‌های وحیانی و برخی یافته‌های زیست‌شناسی را نشان داد. سایر تقریرهای جسمانی از معاد دارای ناهمخوانی‌هایی با برخی آیات قرآن می‌باشد. تاکیدات قرآن نشان می‌دهد تجربه بشری در فهم شروع و اعاده خلقت می‌تواند کمک کند. نظریه رویش جنینی دارای سازگاری کامل با آیات در عین داشتن پشتوانه علمی در تبیین می‌باشد. این پژوهش با روی آورد میان رشته‌ای به تبیین مساله پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش تطبیقی ـ انتقادی ابعاد فرافردی انسان در نظریه ناخودآگاهی جمعی یونگ و نظریه فطرت استاد مطهری</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_950.html</link>
      <description>تبیین ماهیت و شئون وجودی انسان، به‌ویژه ابعاد فرافردی و متعالی روان، همواره یکی از مسائل بنیادین در حوزه‌های فلسفه، کلام و روان‌شناسی بوده است. این مقاله با هدف مطالعۀ تطبیقی و انتقادی دو نظریۀ «ناخودآگاه جمعی» در روان‌شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ و نظریۀ «فطرت» با تأکید بر آرای استاد مرتضی مطهری در تبیین این ابعاد، تدوین شده است. روش پژوهش، تحلیلی ـ انتقادی و شیوۀ گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای با رویکرد اسنادی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه این دو نظریه در توجه به بُعد فرافردی و پیشینی روان اشتراکات صوری دارند، اما از منظر مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و غایت‌شناختی با تفاوت‌ها و واگرایی‌های جدی مواجه‌اند. بررسی تطبیقی نشان می‌دهد که نظریۀ یونگ (کهن‌الگوها)، به‌دلیل فقدان تبیین متافیزیکی منسجم، ابهام در منشأ و ناتوانی در ارائه غایت متعالی برای انسان، در تبیین نهایی این ابعاد با چالش و تقلیل‌گرایی روبه‌روست. در مقابل، ارزیابی‌ها حاکی از آن است که نظریۀ فطرت در اندیشۀ استاد مطهری، با اتکا بر مبانی متافیزیکی استوار، انسجام معرفت‌شناختی و غایت‌شناسی الهی، چارچوبی جامع‌تر و عمیق‌تر برای تبیین ابعاد فرافردی انسان ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی و کارکردهای انسان‌شناختی دین در اندیشه ژان‌ژاک روسو</title>
      <link>https://ntt.journals.hozehkh.com/article_952.html</link>
      <description>دین و نسبت آن با سرشت انسان همواره از کانونی‌ترین موضوعات اندیشه بشر بوده است. ژان‌ژاک روسو در اوج عصر روشنگری صورتبندی نوینی از این رابطه عرضه کرد که در آن، دین نه نهادی بیرونی یا مجموعه‌ای از باورهای تحمیلی، که حقیقتی درونی، طبیعی و برآمده از ندای وجدان است. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ ‌تحلیلی و مبتنی بر واکاوی آثار اصلی روسو و تفاسیر معتبر آن می‌کوشد مبانی انسان‌شناختی این &amp;amp;laquo;دین طبیعی&amp;amp;raquo; و کارکردهای آن در تعالی و انحطاط انسان را تبیین کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اهم مبانی دین طبیعی روسو بر چهار مبنای انسان‌شناختی (حبّ ذات، ترحم، آزادی، و وجدان) استوار است و حداقل پنج کارکرد بنیادین (تعریف ماهیت انسان، تبیین هدف انسان از زندگی، رهایی از خودبیگانگی، تبیین عوامل رشد و تبیین عوامل انحطاط) دارد که برخی از این کارکردها خود به اصول متعددی تقسیم میشوند؛ از یک سو، هشت اصل ایجابی برای رشد انسان و از سوی دیگر، نُه هشدار سلبی در برابر عوامل سقوط. نتیجه‌گیری پژوهش آن است که دین طبیعی نزد روسو، فراتر از یک الهیات انتزاعی، طرحی وجودی برای بازیابی کرامت و آزادی اخلاقی انسان در برابر نیروهای فسادآفرین مدرنیته است؛ طرحی که راه نجات را در بازگشت به ندای وجدان و پیوند دوباره با طبیعت اصیل انسانی جستجو می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
