تحلیل انتقادی تاریخ‌مند انگاری حقوق زنان در قرآن (در اندیشه سروش و ابوزید)

نوع مقاله : مقالات پژوهشی

نویسندگان

1 مدرس سطوح عالی حوزه علمیه خراسان، طلبه سطح 4 رشته تخصصی کلام جدید مدرسه علمیه عالی نواب

2 استاد گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

10.22034/ntt.2025.843

چکیده

نظریه «تاریخ‌مندی قرآن» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای هرمنوتیکی معاصر، مبتنی بر این است که بسیاری از احکام تشریعی قرآن مانند مسائل مرتبط با خانواده و حقوق زنان، نه قوانین ابدی، بلکه راهبردهایی متناسب با شرایط اجتماعی عصر نزول هستند. این دیدگاه، اعتبار دائمی احکام را زیر سؤال می‌برد و بر توجه به روح عدالت‌محور شریعت به‌جای صورت تاریخی آن‌ها تأکید دارد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و انتقادی، سه حوزه را بررسی می‌کند: ۱. احکام متمایز حقوقی (ارث، دیه، شهادت) ۲. جواز تعدد زوجات ۳. قوامیت مرد و نشوز زن. طرف‌داران تاریخ‌مندی، این احکام را پاسخی تدریجی به جامعه جاهلی دانسته و معتقدند احکام مذکور با تحول شرایط اجتماعی، موضوعیت خود را ازدست‌داده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد رویکرد تاریخ‌گرا، با دشواری‌های روش‌شناختی و تفسیری مواجه است: اولاً شواهد کافی درون‌متنی ندارد و پیش‌فرض‌های مدرن را بر قرآن تحمیل می‌کند؛ ثانیاً منطق سیستمی حاکم بر حقوق اسلامی و اصل عدالت توزیعی را نادیده می‌گیرد؛ ثالثاً حکمت‌های پایدار جامعه‌شناختی و روان‌شناختی این احکام را به عوامل تاریخی تقلیل می‌دهد. در نهایت، نتیجه این پژوهش این است که احکام مذکور مبتنی بر نظامی منسجم برای حفظ توازن و کارآمدی خانواده هستند و ادعای تاریخ‌مندی آن‌ها از اتقان علمی کافی برخوردار نیست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical Analysis of the Historicization of Women’s Rights in the Qurʾān (In the Thought of Soroush and Abu Zayd)

نویسندگان [English]

  • alireza yaghoobi 1
  • محمد عرب صالحی 2
1 Lecturer at the higher levels of the Khorasan Seminary, level 4 student in the New Theology specialization at the Navvab Higher Seminary
2 استاد گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
چکیده [English]

The theory of the ‘Historicity of the Qurʾān’ (tārīkhmandī-yi Qurʾān), recognized as one of the most prominent contemporary hermeneutical approaches, is predicated upon the premise that many of the Qurʾānic legislative precepts (akām tashrīʿiyya)—particularly those pertaining to family matters and women’s rights—are not immutable, eternal laws. Rather, they are contextual strategies tailored to the social exigencies of the era of revelation (ʿar al-nuzūl). Consequently, this perspective challenges the perpetual validity of these precepts, advocating instead for a prioritization of the justice-oriented spirit of the Sharīʿa over its historically contingent forms. The present research, employing a descriptive-analytical and critical methodology, examines three primary domains: 1. Differentiated legal precepts (inheritance [mīrāth], blood money [diya], and testimony [shahāda]); 2. The permissibility of polygyny; and 3. Male authority and maintenance (qawwāmiyya) alongside female marital recalcitrance (nushūz).  Proponents of historicity posit that these precepts served as a gradual response to the pre-Islamic society of ignorance (Jāhiliyya). Consequently, they argue that with the evolution of social conditions, the aforementioned rulings have lost their objective applicability (mawḍūʿiyya). The findings indicate that the historicist approach encounters significant methodological and interpretive challenges: First, it lacks sufficient intra-textual evidence and imposes modern presuppositions upon the Qurʾānic text (eisegesis). Second, it overlooks the systemic logic governing Islamic jurisprudence and the principle of distributive justice (al-ʿadālat al-tawzīʿiyya). Third, it reduces the enduring sociological and psychological wisdoms (ikam) underlying these precepts to mere historical contingencies. Ultimately, this research concludes that the aforementioned rulings are predicated upon a coherent system designed to maintain familial equilibrium and functional efficacy; thus, the claim of their ‘historicity’ lacks sufficient scholarly rigor (itqān).

کلیدواژه‌ها [English]

  • Historicity of the Qurʾān: Tārīkhmandī-yi Qurʾān
  • Women’s Rights (Ḥuqūq al-Marʾa)
  • Distributive Justice (Al-ʿAdālat al-Tawzīʿiyya)
  • Abdolkarim Soroush
  • Nasr Hamid Abu Zayd
  1. ابوزید، نصر حامد، (1383)، نقد گفتمان دینی، ترجمه: حسن یوسفی اشکوری و محمد جواهرکلام، چاپ دوم، تهران: انتشارات یادآوران.
  2. ابوزید، نصر حامد (2025م)، دوائر الخوف؛ قراءة فی خطاب المرأة، مصر: مؤسسه الکترونیکی هنداوی.
  3. جوادی آملی، عبدالله، (1381)، زن در آینه جلال و جمال، چاپ دوازدهم، قم: مرکز نشر اسراء.
  4. حر عاملی، محمد بن حسن، (1409ق)، وسائل‌الشیعة، چاپ اول، قم: مؤسسه آل‌البیت لإحیاء التراث.
  5. حویزی، عبدعلی بن جمعه عروسی، (1415ق)، تفسیر نور الثقلین، تصحیح: هاشم رسولی، چاپ چهارم، قم: مؤسسه اسماعیلیان.
  6. رازی، ابوالفتوح حسین بن علی، (1408ق)، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، تصحیح: محمدمهدی ناصح و محمدجعفر یاحقی، چاپ اول، مشهد: بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی.
  7. سروش، عبدالکریم، (1385)، بسط تجربه نبوی، چاپ پنجم، تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.
  8. سروش، عبدالکریم، (1397)، کلام محمد؛ رویای محمد، چاپ اول، تهران: انتشارات صقراط.
  9. سیوطی، جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابی‌بکر، (1404ق)، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.
  10. طباطبایی، سید محمدحسین، (1417ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
  11. طبرسی، فضل بن حسن، (1372)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح: فضل‌الله یزدی طباطبایی و هاشم رسولی، چاپ سوم، تهران: نشر ناصر خسرو.
  12. طوسی، محمد بن حسن، (1365)، التهذیب الأحکام فی شرح المقنعة للشیخ المفید، تحقیق: حسن خرسان؛ تصحیح: محمد آخوندی، چاپ چهارم، تهران: دارالکتب العلمیة.
  13. فضائلی، مصطفی، (1385)، «کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و شروط کلی وارد بر آن»، نشریه مرکز امور حقوقی بین‌المللی معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری، ش۳۴، ص57 تا 110.
  14. مطهری، مرتضی، (1381)، مجموعه آثار، جلد ۱۹ (نظام حقوق زن در اسلام)، چاپ سوم، تهران: صدرا.
  15. ودود، آمنه، (1393)، قرآن و زن، ترجمه: اعظم پویا و معصومه آگاهی، تهران: انتشارات حکمت.
  16. وکیلی، محمدحسن، (1404)، حکایت جنسیت؛ نظام حقوق مرد و زن در اسلام و پاسخ به شبهات، چاپ دوم، مشهد: انتشارات برترین آرزو.