توسل به ارواح امامان علیهم السلام از منظر آیات و روایات؛ معقول یا مورد توصیه؟

نوع مقاله : مقالات پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه کلام موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

10.22034/ntt.2025.840

چکیده

توسل به معنای مددخواهی از کسی یا چیزی برای رسیدن به مطلوب و مقصود است. این عمل در فرهنگ دینی معنایی خاص دارد و به شکل‌های مختلف انجام می‌شود. گاهی توسل به جایگاه و حق کسی نزد خداست؛ گاه نیز توسل به‌صورت درخواست دعا از افراد مقرب نزد خداوند صورت می‌گیرد؛ بدین معنا که از آنان خواسته می‌شود برای برآورده‌شدن حاجت فرد دعا کنند. گاه نیز توسل به شکل درخواست مستقیم از همان افراد آبرومند مطرح می‌شود؛ به این صورت که از آنان تقاضا می‌گردد واسطه تحقق و برآورده‌شدن حاجت باشند. این عمل در زیست اسلامی، به‌ویژه شیعی، جایگاهی برجسته دارد. این مسئله، هم در دوران حیات بزرگان و هم آنگاه که در عالم برزخ به سر می‌برند، می‌تواند مطرح شود. با نگاهی درون‌مذهبی، این پرسش اساسی مطرح است اهل‌بیت به کدام نوع از توسل توصیه کردند؟ نوشتار حاضر با روش تحلیلی ـ نقلی به پرسش مذکور پاسخ می‌دهد. بر پایه یافته‌های این پژوهش، بیشترین توصیه اهل‌بیت علیهم‌السلام توسل به حق و جایگاه آنها بوده است. توسل مستقیم به ایشان، هرچند نامعقول نیست، چندان مورد توصیه آنها نبوده است و در سیره شیعیان معاصر آنها نیز چنین رویه‌ای کمتر دیده می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Seeking Recourse (Tawassul) to the Souls of the Imams (ʿa) in the Light of the Qur’an and Hadith: Rational or Recommended?

نویسنده [English]

  • MohammadHossein Faryab
Associate Professor of Theology Department, Imam Khomeini Educational and Research Institute (RA)
چکیده [English]

Tawassul (seeking recourse) entails imploring assistance from someone or something to attain a desired objective. In the theological context, this practice possesses a specific semantic scope and is manifested in various forms. Occasionally, tawassul is directed at the status and right (aqq) of a person before God. At other times, it involves requesting those proximate to God to pray on one’s behalf, meaning they are entreated to supplicate for the fulfillment of an individual’s need. Furthermore, tawassul can be formulated as a direct request to these esteemed figures, imploring them to act as intermediaries for the realization and fulfillment of the need. This practice occupies a prominent position in Islamic, particularly Shiʿi, piety and praxis. This theological issue is applicable both during the earthly lives of these revered figures and during their existence in the intermediary realm (Barzakh). Adopting an intra-denominational perspective, a fundamental question arises: which specific form of tawassul did the Ahl al-Bayt (ʿa) actually recommend? Employing an analytical-textual method, the present article addresses this inquiry. According to the findings of this research, the Ahl al-Bayt (ʿa) primarily recommended tawassul through their right and status. Direct tawassul to them, while not irrational, was scarcely recommended by them, and such a procedure is rarely observed in the conduct (sīra) of their contemporary Shiʿa.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tawassul
  • Rationality
  • Ahl al-Bayt
  • Barzakh
  • Souls
  1. قرآن کریم

    1. ابن تیمیه حرّانی، احمد بن عبدالحلیم، (1421ق)، مجموع الفتاوی، بیروت: دار الکتب العلمیه.
    2. ابن حنبل شیبانی، احمد، (1421ق)، مسند احمد، چاپ اول، بی‌جا: مؤسسه الرساله.
    3. ابن طاووس حسنی، علی بن موسی، (1330ق)، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، چاپ اول، قم: دار الرضی.
    4. ابن طاووس حسنی، علی بن موسی، (1409ق)، اقبال الاعمال، چاپ دوم، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    5. ابن قولویه، جعفر بن محمد، (1356)، کامل الزیارات، چاپ اول، نجف اشرف: دار المرتضویه.
    6. ابن قیم جوزیه، محمد بن ابی بکر، (بی‌تا)، الروح فی الکلام علی أرواح الأموات و الأحیاء بالدلائل من الکتاب و السنه، بیروت: دار الکتب العلمیه.
    7. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، (1419ق)، المزار الکبیر، چاپ اول، قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    8. ابن منظور، محمد بن مکرم، (1414ق)، لسان العرب، چاپ سوم، بیروت: دار الفکر – دار صادر.
    9. بخاری، محمد بن اسماعیل، (1422ق)، صحیح بخاری، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، چاپ اول، بیروت: دار طوق النجاه.
    10. جوهری، اسماعیل بن حماد، (1410ق)، الصحاح، چاپ اول، بیروت: دار العلم للملایین.
    11. سید رضی، محمد بن حسین، (1388)، نهج‌البلاغه، چاپ اول، قم: دارالعرفان.
    12. صدوق، محمد بن علی، (1413ق)، من لایحضره الفقیه، چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    13. صفار، محمد بن حسن، (1404ق)، بصائر الدرجات، چاپ دوم، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.
    14. طبرسی، فضل بن حسن، (1372)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ سوم، تهران: انتشارات ناصر خسرو.
    15. طبری، محمد بن جریر، (بی‌تا)، تهذیب الآثار و تفصیل الثابت عن رسول‌الله من الأخبار، تحقیق: محمود محمد شاکر، قاهره: مطبعه المدنی.
    16. طریحی، فخرالدین، (1416ق)، مجمع البحرین، چاپ سوم، تهران: کتابفروشی مرتضوی.
    17. طوسی، محمد بن حسن، (1407ق)، تهذیب الاحکام، چاپ چهارم، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    18. عیاشی، محمد بن مسعود، (1380)، تفسیر العیاشی، چاپ اول، تهران: المطبعه العلمیه.
    19. فخر رازی، محمد بن عمر، (1420ق)، مفاتیح الغیب، چاپ سوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    20. قرطبی، محمد بن احمد، (1364)، الجامع لاحکام القرآن، چاپ اول، تهران: انتشارات ناصر خسرو.
    21. کلینی، محمد بن یعقوب، (1407ق)، الکافی، چاپ چهارم، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    22. مجلسی، محمدباقر، (1403ق)، بحار الانوار، چاپ دوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    23. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، (1413ق)، الامالی، چاپ اول، قم: کنگره شیخ مفید.
    24. مکی عاملی، محمد بن جمال الدین، (1410ق)، المزار، چاپ اول، قم: مدرسۀ امام مهدی(ع).
    25. نیشابوری، مسلم بن حجاج، (بی‌تا)، صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.